جستاری بر نون والقم
پس از سال های 20 تا 32 و کودتای 28 مرداد، یاس و سر خوردگی برسر بسیاری از نویسندگان سایه می افکند. نویسنده ای که زمانی خیال و امید بهروزؤی در سر می پروراند اکنون جای آن همه را در ذهنش ترس و یاس فرا می گیرد. پس از این دوره یاس، تردید در ارزش های گذشته و نوعی گریز و دوری از آنان متوجه روشنفکران می شود.
در این برهه است که دوباره نویسندگان مفاهیم عالی و آرمان ها یشان را به فراموشی می سپارند. یا(( همه مردم دنیا را پشت دیوار خانه هاشان رها می کنند و حتی از آسمان هم می گریزند.)) و یا فرم آثارشان را دوباره داستان های تمثیلی و اسطوره ای( داستان های بهرام صادقی) فرا می گیرد و نقشی از تاریکی و سیاهی در تاروپود دست نوشته هایشان هویدا می شود.
در این میان آل احمد و دست نوشته هایش نیز از گزند این حوادث در امان نماند. از جمله این آثار نون والقلم است که در سال 1340 نگاشته شد. این کتاب 240 صفحه ای شامل یک((پیش درآمد))، هفت مجلس و یک((پس دستک)) است. بخش پیش درآمد چون براعت استهلالی است که خواننده را با آنچه مورد نظر نویسنده و تفکر حاکم بر اثراست آشنا می کند. آنجا که چگونگی به پادشاهی رسیدن چوپان را به واسطه نشستن همای سعادت بر دوشش و مورد غضب واقع شدنش توسط پادشاه را می نویسد.
مجلس اول معرفی دو میرزا بنویس با نام های میرزا عبدالزکی و میرزا اسدالله و خصوصیات هر یک از این دو است و خواننده با پیشروی در داستان می تواند آل احمد مستتر در پشت میرزا اسدلله را ببیند. البته اندازه ای از خصوصیات بر شمرده برای این دو و شرح و بسط ها ارزش داستانی ندارد به نحوی که حذف مواردی چند از اینان نه تنها از ارزش اثر چیزی نمی کاهد بلکه به استواری و صحت و سقم آن نیز کمک می کند.
نصیحت میرزا اسدلله به پسرش که می گوید: ((حرف های دنیا سی و دو تاست. از الف تا ی ... یادت باشد که ابزار شیطان هم همین سی و دو حرف است... مبادا قلمت به ناحق بگردد و این در دست تو یا روی کاغذ بشود ابزار کار شیطان... )) که در واقع نهیبی است به خود و دیگری که قصدی چون او داشته و دارد، را در مجلس دوم می خوانیم.
با ورود به مجلس سوم وارد ماجرای اصلی شده و مقدمات نقش اصلی دو میرزا بنویس را می بینیم. قلندرها که وصف آنان را در مجلس چهارم آمده است از فرق منحرف آن دوره اند که پایه ای بر دروغ و خرافه داشتند.
پادشاه با خدم و حشم از ترس وقوع حادثه ای که منجم دربار نوید آن را می دهد، می گریزد و شهر به دست قلندرها می افتد. دو میرزا بنویس به پیشنهاد حسن پسر حاج ممرضا که از دوستان قلندرها بوده و در آخر نیز به همین دلیل کشته می شود به قلندر ها کمک می کنند اما میرزا اسدلله که آقای همه چیز دان و قهرمان اصول کتاب است حاضر به این همکاری نمی شود ولی بعد به دلیلی نا معلوم که از ضعف شخصیت پردازی نویسنده ناشی می شود با آنان یار می شود.از صفحات 162 به بعد این ناهمگونی گفت وگو با شخصیت به اوج خود می رسد.
قلندرها با فکر ساختن زندگی بهتر برای خود و مردم روی کار می آیند. با این شعار که حکومتی روی کار می آورند که در آن نه جنگی رخ دهد نه خونریزی اما بعد رفتاری غیر اصولی وباری به هر جهت پیش می گیرند که نه تنها بر عقاید اولیه صحه نمی گذاشت بلکه آنان را نقض هم می کرد. ایشان از غیاب پادشاه استفاده می کنند و به تجهیز نیروی نظامی خود می پردازند. مردم نیز در این میان خنثی نمایانده می شوند که عمل داستانی چندانی از آنان روی نمی دهد. در آخر قلندرها به دلیل حکومت غیراصولی و نفوذ عناصر حکومتی سابق در مردم و کارهای آنان شکست می خورند. از میان مراودان قلندرها تنها میرزا اسدلله پای بند به عقایدش در شهرباقی می ماند تا در راه حق شهید شود.
در حقیقت در این کتاب می توان دو موضوع شکست و شهادت را دید که هیچ یک پرداختی در خور نیافته اند. از ضعف های شاخص این اثر می توان به اشکال در شخصیت پردازی و پیرنگ ضعیف نام برد. مطمئنا اشخاص داستانی در کنش ها و واکنش هاست که باید شناخته و شناسانده شوند تا خواننده بتواند آنان را درک و با آنان همزاد پنداری کند، اما در شیوه بیان این کتاب می بینیم که نویسنده تک تک کاراکترهای اثر را پیش روی خواننده می نشاند و خصوصیات هر یک را بر می شمارد. نکته درخور دیگر آن است که شخصیت های فردی و اصلی به یک اندازه پرداخت شده اند. ضعف پیرنگ سبب می شود خواننده در داستان سردر گم شده و حتی در خلاصه گویی اثر با مشکل مواجه گردد. گفت وگوی اندک و نا متناسب با اشخاص داستانی دست نویسنده را باز گذاشته تا هر گاه که نکته ی گفتنی در اثر به ذهنش می رسد را به جا و بی جا بیان کند به گونه ای که خواننده احساس می کند نویسنده قصدش صرفا بیان مطالبی و حرف زدن در مورد مسئله ای بوده که به هر صورت باید گفته شود حال چه بر سر داستان می آید اهمیتی در درجه دوم پیدا می کند. باید به این نکته توجه کرد که شیوه ی نگارش تمثیلی اثر به سبب وجود جو حاکم بر آن دوران است و گریزی جز این راه نبوده است ما نیز در اینجا به نویسنده به خاطراین مسئله خرده نمی گیریم اما آل احمد می توانست بیش از این ها داستانش را پرداخت کرده وبه اثرش جدای از اینکه بیان کننده دوره ای خاص است ارزش دیگری ببخشد.
عجب کار هجوی است این نویسندگی! برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به...